۱۳۸۶/۹/۲۵   14:23     سرویس  اجتماعي


مشروح بیانات رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌می در جمع اساتید و فضلا‌ی حوزه

 

بسم اللّه الرحمن الرحیم درباره توفیقات حوزه علمیه چه حوزه مبارکه قم و چه حوزه‌های بزرگ دیگر مثل مشهد و اصفهان حرف‌های زیادی زده شد و در ذهن‌ها هم هست و نویدهایی در این زمینه داده شده و می‌شود.

لیکن آن‌چه که من امشب در این جلسه مشاهده کردم از همه آن‌چه که در این زمینه شنیده‌ام برای من شیرین‌تر مطلوب‌تر و باورکردنی‌تر بود. این نسلی که امروز در حوزه‌ها در حال بالندگی هستند که نمونه‌اش را این آقایانی که آمدند صحبت کردند و خانمی که صحبت کردند تشکیل می‌دهند این نسل بدون تردید خواهد توانست کارهای بزرگی را که ما از حوزه دانش دین انتظار داریم انجام بدهد; به شرطی این حرکت توقف پیدا نکند و روزبه‌روز کامل‌تر بشود و پیش برود. از پیشنهادهایی که بنده در طول این سال‌ها درباره حوزه علمیه کردم‚ چه در مجامع عام که با طلا‌ب و فضلا‌و مدرسین جلسه داشتیم و صدها گاهی هزارها نفر در آن شرکت داشتند; و چه در جلسات کوچک و خصوصی‌تر که با بعضی از مسئولین و بزرگان حوزه یا مراجع و فضلا‌داشتیم پیشنهادهایی مطرح و گفته شده که خیلی از ‌آنها تا حالا‌تحقق پیدا نکرده یا به صورت نیمه‌کاره و نیمه‌راهه تحقق پیدا کرده است. لکن حرکت پرجوش و خودجوش دینی و علمی که ناشی از انقلا‌ب اسلا‌می و از برکات آن است و فضیلت و ثواب او بر می‌گردد به روح مطهر امام بزرگوارمان ما مشاهده می‌کنیم می‌بینیم که این‌همه دستاورد داشتیم البته خیلی از نظرات اصلا‌حی هنوز تحقق پیدا نکرده اما تولید کیفیت نیروی انسانی زبده در این سطحی است که امروز ما داریم مشاهده می‌کنیم. یک نمونه‌اش را من امشب در گفته‌های آقایان دیدم که برای من واقعاً لذت‌بخش بود. نمونه‌های دیگرش را هم در بعضی از جمع‌های فضلا‌که با من ملا‌قات کردند مشاهده کردم. جمعی از فضلا‌ی کاوشگر در علوم عقلی فلسفه کلا‌م عرفان و منطق یکی دو سال پیش از این ملا‌قات کردم آن‌جا هم من همین انطباق و انعکاس را در ذهن خودم داشتم. این خیلی نکته مهمی است یعنی ظرفیت و استعداد رشد نیروی انسانی در حوزه علمیه این است; این آب وهوا و شرایط طبیعی یک چنین اقتضایی دارد. ما بهش نرسیدیم و این‌جور است اگر برسیم یقیناً چندین برابر شاید ده برابر فواید و برکاتش بیشتر خواهد شد. این نکته اول که من عرض می‌کنم. البته مطالبی را یادداشت کرده بودم که با شما در میان بگذارم لکن لزومی ندارد; وقت هم که البته نیست لکن اگر وقت هم بود زیاد لزومی نداشت; چون بسیاری از این مطالبی که در ذهن من بود از زبان شماها گفته شد. این خیلی برای من جالب و زیباست که می‌بینم این مطالب در ذهن برادرها هست. من فقط دو‚ سه مطلب کوتاه را که وقت هم خیلی نگذرد‚ عرض می‌کنم. یکی این‌که حوزه به مثابه یک کل‚ که دارای ابعاد و اجزایی است یک موجود زنده است; یعنی رشد دارد نکس دارد; نشاط دارد‚ جمود و رکود دارد‚ حیات و ممات دارد‚ یک موجود زنده است; دلیلش هم تاریخ حوزه‌های علمیه است. یک حوزه علمیه‌ای مثلا‌ً فرض کنید مثل حوزه علمیه حلّه در اواخر قرن ششم تا هفتم و اوایل قرن هشتم هجری یک حوزه پررونقی است. وقتی خواجه نصیرالدین طوسی به حلّه رفت در آن جمعی از بزرگان علما که مجتمع بودند آن‌طور که من در ذهنم هست ظاهراً حدود 20‚ 25 نفر عالم بزرگ بودند که یکی از آنها مرحوم محقق حلّی بود‚ یکی پدر علا‌مه بود‚ یکی ابن سعید صاحب جامع‌الشرایع بود. یحیی بن سعید حلّی و... این حوزه حلّه است. حوزه حلّه امروز وجود ندارد. حوزه نجف یک روزی بعد از آن رونق اولیه رکود پیدا کرد. آدم معروف و شخص برجسته‌ای در حوزه نجف نبود‚ بعد شاگردان وحید بهبهانی مثل بحرالعلوم و کاشف‌الغطاء و امثال آنها آمدند آن حوزه را آن‌چنان به رونق آوردند که به نظر من دویست سال است که ضرب دست آنها دارد حوزه نجف را پیش می‌برد. هنر فقهی و عمق کار آنها حوزه را بانشاط و زنده کرد و همین‌طور زنده ماند. تا دوران اخیر حوزه قم یک حوزه کم‌رنگ و بی‌رونقی بود _ بعد از آن رونق اولیه عهد اسبق _ حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه آمد و این حوزه جان گرفت. این‌جوری است حوزه امروز را نگاه نکنید. فردایی وجود دارد این فردا چگونه است؟ این را شما باید معین کنید امروز باید معین کند. اگر امروز ارکان حوزه یعنی مدیران‚ صاحب‌نظران‚ اساتید و برجستگان همت کنند‚ درست فکر و برنامه‌ریزی کنند حوزه 20 سال دیگر از لحاظ سطح و عمق عرض و طول و توسعه نفوس به مراتب بهتر از حالا‌خواهد بود. اگر حالا‌ما پیش‌بینی نکنیم هیچ معلوم نیست حوزه قم نیز در آینده ... . بزرگان‚ محققین‚ علمای خوب‚ فقها و فلا‌سفه‌ای از حوزه گرفته می‌شوند و می‌روند ینقصها من اطرافها; جای اینها باید شخصیت‌هایی رشد کنند ببالند جای اینها را پرکنند و بیش از آن‌چه که آنها انجام دادند‚ انجام بدهند. اگر این کار شد‚ این آینده‌نگری انجام گرفت‚ فردا خوب خواهد بود. اگر این آینده‌نگری امروز در حوزه قم انجام نگیرد‚ به وضع موجود راضی باشیم و همین که حالا‌حوزه را یک‌جوری اداره کنیم به این اگر قناعت کنیم یا حوزه‌ای نداریم یا حوزه‌ای رو به انحطاط خواهیم داشت. ما امروز داریم فکر انرژی روزی که کشور ما نفت نداشته باشد می‌کنیم‚ انرژی بدون نفت‚ کشوری که نفت ندارد‚ شاید در منابع دنیا هم نفت نماند. دنیا دارد فکر انرژی آن روز را می‌کند‚ ما هم با این دردسرهایی که ملا‌حظه می‌کنید ایستادیم برای این‌که آن آینده را تا›مین کنیم. اگر نکنیم آن روزی که نفت تمام می‌شود‚ ما نیستیم اما اثر سوء این عمل ما آن روز خواهد بود و ما مسئول خواهیم بود. در کشور موالید زیاد است فرض کنید در سالهای 60‚ 61 و 62 مسئولین باید به فکر آن روزی باشند که این موالید وارد بازار کار می‌شوند و احتیاج به شغل و ازدواج دارند. عین سال‌های دهه 80 اگر از روز به بعد فکر نکنیم در سال‌های دهه 80 وقتی دستمان خالی بود‚ نمی‌توانیم بگوییم این مسئولین امروز مقصرند. مقصر آنها هستند. باید این فکر را در حوزه نهادینه کنند هم مدیران حوزه هم شورای عالی حوزه هم بزرگان حوزه و هم حضرات مراجع باید به این توجه کنند که ما امروز باید به فکر حوزه قم‚ اصفهان‚ مشهد یا بقیه شهرها در بیست سال و سی سال آینده باشیم. سی سال آینده یعنی چه؟ یعنی دنیایی که احتمالا‌از لحاظ امکان اثرگذاری و تسخیر دل‌ها و سرزمین‌ها هیچ شباهتی با امروز ندارد. بیست سال قبل این فنآوری اطلا‌عات- که این آقای عزیز به این خوبی اینجا شرح دادند- وجود نداشت. چیزکی بود امروز ببینید چه خبر است. آنروز ما وقتی که فکر امروز را بکنیم امروز در خلا‌آ باقی نمی‌مانیم. امروز در هر خانه‌و مدرسه‌ای و در هر گوشه‌ای به قول یکی از آقایان شاید در هر روستایی اگر برویم از فنآوری اطلا‌عات یک چیزی در آنجا مشاهده می‌کنیم. حوزه علمیه می‌خواهد عقب بماند؟ سی سال آینده را به همین قیاس کنید البته با یک شتاب بیشتری; یعنی شتاب علم در این بیست سالی که گذشت یقینا به مراتب کمتر از شتاب و پیشرفت علم و فنآوری در بیست سالی است که پیش روی ماست. آن روز‌ای بسا صاحبان افکار و مکاتب گوناگون نحله‌های منحرف و صاحبان اغراض فاسده شاید بتوانند خیلی آسان کلا‌س‌های درس دانشگاه‌ها و مدرسه‌های شما را و فرزندان شما را در خانه‌های شما‚ در تصرف بگیرند و شما هم هیچ کار نتوانید بکنید. حوزه علمیه باید فکر آن روز را بکند. حوزه علمیه مسئول است. مسئول دینداری مردم روحانیت است و روحانیت هم مولود و ساخته دست حوزه علمیه است. با این نگاه مسئولیت را بسنجید اینجور توزین بکنید مسئولیت را‚ تا بفهمید بار سنگینی که بر دوش ما هست‚ چیست؟ این یک نکته در مورد مسئله آینده‌نگری. یک مسئله هم این است که تحول را مدیریت کنیم.

ببینید آقایان و خواهران عزیز! تحول اجتناب‌ناپذیر است. تحول طبیعت و سنت آفرینش الهی است این را بارها من مطرح کردم و گفتم تحول رخ خواهد داد. خوب حالا‌یک واحد یا یک موجودی را فرض کنید که تن به تحول ندهد از یکی از دو حال خالی نیست یا خواهد مرد یا منزوی خواهد شد. یعنی یا در غوغای اوضاع تحول‌یافته مجال زندگی پیدا نمی‌کند و زیر دست و پا له می‌شود و از بین می‌رود; و یا اگر زنده بماند منزوی خواهد شد. مثل همان انسان جنگلی که در روزنامه امروز و دیروز خواندیم یک آدمی 40 سال پیش به جنگلی در مازندران رفته و یک ارتباط خیلی ضعیفی با محیط بیرون خودش دارد. می‌شود رفت می‌شود از تحول دوری گزید اما با انزوا. اگر حوزه بخواهد از تحول بگریزد منزوی خواهد شد اگر نمیرد و زنده بماند; البته مایه دین مانع مردن می‌شود; اما منزوی شده و روز به روز منزوی‌تر خواهد شد. تحول حتمی است منتها تحول دو طرف دارد. تحول در جهت صحیح و درست; و تحول در جهت باطل و غلط. ما باید مدیریت کنیم که این تحول در جهت درست انجام بگیرد; این وظیفه موœثرین در حوزه است. مدیران فضلا‌و صاحب‌نظران حوزه باید همتشان این باشد. از تحول نباید گریخت. حالا‌آقایان بیان کردید در شیوه آموزش‚ پژوهش‚ پذیرش و در کتاب درسی همه اینها تحول می‌خواهد. نگویید ده سال پانزده سال پیش لا‌زم بود این برنامه را نوشتیم خیلی خوب آن برنامه برای ده سال پیش بود ببینید شکل تکمیل‌یافته این برنامه چیست؟ تحول یعنی این; یعنی به‌روز بودن به‌هنگام جلورفتن و از حوادث عقب‌نماندن. البته حوزه‌های علمیه در برهه زمان معاصر به طور طبیعی کمی از زمان عقب ماندند تقصیری هم البته متوجه کسی از این جهت نیست چون پیدایش انقلا‌ب و سرعت تحولا‌تی که ناشی از پیدایش این برق عظیم در جامعه بود همه چیز را عقب نگه داشت. روشنفکری جامعه ما هم عقب است دانشگاه‌های ما هم از آنچه که باید باشند عقبند حوزه علمیه هم عقب است; یعنی متناسب با تحول جامعه ما تحول عظیمی که پیدا شد که در همه اطراف خودش و در سطوح گوناگون و تا اعماق زیادی تا›ثیر گذاشت از این تحول عقبیم. حوزه یک مقداری عقب است لکن می‌تواند با سرعت لا‌زم و با جدیت این را جبران بکند. تحول را باید پذیرفت و آن را باید مدیریت کرد. خیلی باید مراقب بود ببینید اینجا صبحت مدرک شد بنده جزو کسانی هستم که از اوایل بر روی مدرک مستقل حوزه‌ای تکیه کردم الا‌ن هم اصرار دارم مدرک خود حوزه با اعتبار خودش نه به اعتبار وزارت علوم این اعتبار حوزه عمیق‌تر ثابت‌تر و مهم‌تر از اعتبار هر وزارتی است; حوزه با اعتبار خودش مدرک بدهد حالا‌اسم مدرک را هر چه می‌خواهند بگذارند. بعضی از دوستان اعتراض کردند که چرا می‌گریزید از اسم دکترا و کارشناسی ارشد اسمش را گذاشتید سطح سه و سطح چهار. اینها را من بحثی ندارم بنشینند و بحث کنند هر جور تصمیم گرفتند همان درست است. لکن اصل مدرک را بنده قبول دارم اما مدرک‌زدگی آفت مدرک است. اینکه طلبه برای مدرک درس بخواند عیب بزرگی است. این همان خط میانه تحول است این مدیریت تحول در زمینه مدرک است مدرک بدهید اما از مدرک‌گرایی و مدرک‌زدگی که ما همیشه عیب تعلیمات جدید می‌دانستیم پرهیز کنید. این یک نمونه است. مسئله کتاب‌های درسی را آقایان مطرح کردند کاملا‌درست است. بنده در قم در یکی از جلساتی که یکی از سفرها -حالا‌درست یادم نیست کی بود یکی از آقایان گفتند ده سال است من خیال می‌کردم سه یا چهار سال است- در جلسه فضلا‌مطرح کردیم بحث کتاب درسی و تغییرات کتاب درسی را بلا‌فاصله بازخوردش به من رسید‚ مخالفت‌ها که البته این مخالفت‌ها نادانسته هم نبود. از طرفی من می‌دانستم عده‌ای مخالفت می‌کنند با این قضیه. کتاب درسی حتما هم باید تغییر پیدا کند در این هیچ شکی نیست. استدلا‌لی که یکی از برادران ما اینجا ذکر کردند من یادداشت کردم استدلا‌ل بسیار متینی است که اگر قرار بود ما کتاب درسی را عوض نکنیم‚ باید همان معالم را می‌خواندیم دیگر قوانین چرا نوشته شد؟ رسائل چرا نوشته شد؟ اصول چرا نوشته شد؟ کفایه چرا نوشته شد؟ این درست; الا‌ن هم بایستی حتما کتاب درسی بایستی کاری بکند که همّ طلبه فهمیدن مطلب باشد نه فهمیدن عبارت. هیچ هنری نیست در این که ما عبارت را جوری مغلق بگیریم یا اگر تعمدا مغلق نگیریم بی‌مبالا‌تی کنیم که عبارت بشود مغلق تا طلبه مبالغی وقتش صرف اینکار بشود; این چه هنری است؟! این چه لطفی دارد؟ چه خیری در این نهفته است؟ نه خیر عبارات را آنچنان واضح بیان کنیم که آن کسی که استعداد فهمیدن مطلب را دارد راحت از عبارات مطلب را بفهمد استاد هم برای تفهیم عبارت دچار مشکل نشود و فقط مطالب را بیان کند. خوب تبدیل کنید به کفایه جدید‚ چه اشکال دارد؟ مکاسب را که در او شیوه شیخ در بیان مطلب آمدورفت اجتهادی است خوب درس خارج شیخ است. مکاسب را دست‌کم نباید گرفت درس خارج شیخ انصاری است. حالا‌کی مثل شیخ انصاری است؟! این‌همه مکاسب نوشتند اما این درس خارج که حالا‌به صورت تدوین شده درآمده‚ خصوصیتش برای آن کسی که درس خارج فقه نشسته خوب است; که مطلب را به این طرف و آن طرف بکشاند و ابداع احتمال کند; اما برای کسی که می‌خواهد فقه استدلا‌لی را از روی متن یاد بگیرد نه خوب نیست; طلبه دچار مشکل است مکاسب را تسهیل کنند. همان مطالب شیخ را بیاورند روی یک کتاب دیگری منتها سر راست و روشن تحقیق شیخ را در هر مسئله‌ای قشنگ در این کتاب جدید بیان کنند این می‌شود مکاسب جدید. این عقیده من است حالا‌ممکن است مسئولین مدیران و بعضی از برجستگان حوزه هم نپسندند و این کار نشود اما یک روزی بدون تردید خواهد شد.

 خوب این این طرف قضیه اون طرف قضیه هم گفتیم تحول باید مدیریت بشود. باید توجه بشود که مایه علمی رقیق نشود و سطح مطلب شیخ پایین نیاید یا سطح مطلب آخوند در اصول پایین نیاید و طلبه در خلا‌› دانایی نسبت به این مبانی - که امروز در فقه و اصول ما عناصر مهم و اثرگذاری هست- قرار نگیرد. طلبه در خلا‌› قرار نگیرد. عبارات صحیح خوب و عربی باشد. بنده بعضی از نوشته‌جات حوزه را ملا‌حظه می‌کنم از این جهت ما یک خرده‌ای کمبود و نقص داریم. یک نوشته متین و قرص و محکمی که وقتی در همه مجامع علمی اسلا‌می رفت چون به زبان عربی است - زبان علمی زبان عربی است و همه می‌توانند استفاده کنند- هرجا رفت به عنوان یک اثر برجسته و ممتاز شناخته شود; و ایراد لفظی متنی و قلمی نداشته باشد. همه اینها باید مدیریت شود; بنابراین تحول‚ ‌ناگزیر است. حالا‌این یکی دو مورد از موارد تحول بود. موارد زیادی هست بسیاری از آنها را هم شما دوستان بیان کردید که مورد تا›یید من هم هست. باید این تحول مدیریت بشود; این هم یک نکته.

حالا‌در زمینه تشکیلا‌ت هم نظراتی هست دوستان البته پیشنهادهایی کردید که اساس‌نامه نظام‌نامه و چشم‌انداز نوشته شود. در بیانات آقایان بود همه‌اش هم خوب است; همه‌اینها درست است. منتهی هیچ‌کدام از اینها بدون یک مدیریت کارآمد امکان‌پذیر نیست. کلید همه اقدام‌های مثبت سازمان‌یافته و قابل انتظار نتیجه که آدم بتواند نتیجه را از آنها انتظار ببرد مدیریت است. ما باید مدیریت را در حوزه تکمیل کنیم. خوب خوشبختانه در این سال‌های اخیر بحث شورای‌عالی مدیریت و بحث نهاد مدیریت در حوزه مورد قبول قرار گرفت و اقدام شد; و فواید و برکاتش را هم دارید می‌بینید. من امشب اطلا‌ع پیدا کردم از بیانات آقایان که دوازده تا انجمن علمی تخصصی در حوزه هست. خیلی جالب است بنده نمی‌دانستم این را; انجمن علمی اقتصاد‚ انجمن علمی روانشناسی‚ انجمن علمی رجال‚ انجمن علمی تاریخ; حالا‌بعضی از اینها را می‌دانستیم خوب این کار مدیریت است و اگر مدیریت نبود چنین چیزی پیش نمی‌آمد. لکن به آنچه که تاکنون در زمینه تشکیلا‌ت‌دهی و سازماندهی در حوزه انجام گرفته مطلقا نباید اکتفا کرد. ما نواقصی داریم. اولا‌شورای‌عالی که نمی‌دانم آقایان شورای‌عالی این‌جا تشریف دارند یا نه; شورای‌عالی باید به مسئله سیاست‌گذاری خیلی اهمیت بدهد. مهم‌ترین کار در مراحل اول و مراحل اصولی سیاست‌گذاری است. در حوزه‌های علمیه این سیاست‌گذاری ابعاد گوناگونی دارد. ما مگر نمی‌گوییم می‌خواهیم علم تولید بشود و پیشرفت کند؟ خوب کدام علم؟ معنای پیشرفت علم فقه چیست؟ معنای پیشرفت علم اصول مثلا‌چیست؟ علم پیشرفت کند یعنی چه؟ سمت و سوی این پیشرفت به سمت چیست؟ اینها همه سوال‌هایی است که پاسخ لا‌زم دارد. سیاست‌هایی که در مرکز شورای‌عالی نهاده می‌شود به این سوال‌ها پاسخ می‌دهد. یک چشم‌انداز روشنی برای آینده حوزه علمیه باید ترسیم بشود. همین‌طور که در مسائل کشور چشم‌انداز بیست‌ساله تبیین شد بیایید یک چشم‌انداز بیست‌ساله یا ده‌ساله برای حوزه تشکیل بدهید; این کار شورای‌عالی حوزه علمیه است. خوب شورای‌عالی کی می‌تواند این کار را انجام دهد؟ وقتی که افراد محترم شورای‌عالی برای این‌کار فرصت کافی بگذارند‚ متفرد باشند; یعنی عضویت در شورای‌عالی حوزه یک شا›نی در کنار شوون اصلی به عنوان یک شا›ن فرعی نباشد. شما ببینید مدیریت یک دانشگاه یا فرض کنید که دستگاه سیاست‌گذارش چگونه عمل می‌کند. حوزه علمیه به این عظمت. حالا‌چه حوزه قم چه حوزه مشهد و چه حوزه اصفهان نمی‌تواند به صورت حاشیه‌ای اداره بشود‚ باید وقت بگذارند; این یک. دوم این‌که باید یک بدنه کارشناسی بسیار قوی داشته باشند. خوشبختانه ما این بدنه کارشناسی را در حوزه داریم; همین آقایانی که امشب صحبت کردند و بسیاری دیگر از شماها که صحبت نکردید و شاید افرادی زیادی در حوزه علمیه از این فضلا‌ی جوان و خوش‌فکر اینها یقینا یک بدنه کارشناسی خودکفا را تشکیل می‌دهند. از جهت مسائل حوزه‌ای هیچ احتیاجی به کس دیگری نداریم. می‌توان از این فضلا‌استفاده کرد. البته این بدنه کارشناسی باید کار و تلا‌ش کنند. این‌هم یکی از کارهایی است که شورای‌عالی می‌تواند انجام بدهد. در زمینه تشکیلا‌ت و سازماندهی حوزه در کنار شورای‌عالی مسئله نهاد مدیریت حوزه است که بسیار مهم است. حتما باید یک شورای برنامه‌ریزی برای حوزه وجود داشته باشد. همین که در بیانات آقایان هم بود که برنامه‌ها گاهی ناهمخوانند یا خواهرمان در زمینه برنامه‌های مربوط به خواهران گفتند که در سطوح مختلف برنامه‌ها غیرمنعطف است. این کاملا‌اشکالا‌ت واردی است; چه کسی می‌تواند این اشکالا‌ت را برطرف کند؟ یک هیا›ت برنامه‌ریز واقف و آگاه از پیشرفت‌های برنامه‌ریزی مدرن امروز. برنامه‌ریزی یک کار علمی است و مثل بقیه کارهای علمی فقط یک هنر ذاتی و قریحه‌ای نیست اگر چه حالا‌آن هم بی‌تا›ثیر نیست‚ اما امروز یک کار علمی است. از کسانی که تخصص این کار را دارند استفاده بشود. در همان بدنه کارشناسی حضور پیدا کنند‚ برنامه‌ریزی کنند. یکی از کارهایی که در سازماندهی حوزه لا‌زم است آمارگیری است که من وسط صحبت دوستان اشاره‌ای کردم ما از حوزه آمار درستی نداریم. به طریق اولی آن وقت از مجموعه روحانیت در کشور آمار درستی نداریم. تعداد روحانیون در کشور حدود تحصیلی اینها میزان فضل اینها توانایی‌های تبلیغی و تا›ثیرگذاری اینها در محیط‌شان چیزهایی است که اصلا‌در آمارها و اطلا‌عات ما منعکس نمی‌شود. ما آمارگیری نداریم‚ آمارگیری هم یک دانش است. یکی از کارهایی که باید حتما انجام بگیرد‚ سریع هم باید شروع بشود و چند سال هم طول خواهد کشید‚ اما برکاتش خیلی زیاد خواهد بود‚ همین مسئله آمارگیری است. از طلا‌ب حوزه از سطوح‌شان از مقدار و اندازه درک‌شان از درسی که خواندند از پیشرفت تحصیلی‌شان از اینها آمارگیری داشته باشد. بداند زیردست مجموعه مدیریت حوزه چیست؟ با چی می‌خواهد کار کند؟ این کمبود را هم ما داریم که البته آن وقت به دنبال آمارگیری نظام ارزشیابی و اینها پیش می‌آید. این هم یکی از چیزهایی است که در مسئله سازماندهی عرض می‌کنیم. حالا‌حرف‌هایی نوشته‌ایم‚ خیلی‌ا‌ش را هم آقایان گفتید دیگر وقت گذشته است. وقت بنده شب‌ها معمولا‌این ساعت‚ ساعت خواب ماست ما هنوز در خدمت شما شام هم نخوردیم!

یکی از موضوعاتی که حتما لا‌زم است من عرض کنم‚ مسئله آزاداندیشی است که در بعضی از صحبت‌های آقایان بود. چرا این کرسی‌های آزاداندیشی در قم تشکیل نمی‌شود؟ چه اشکالی دارد؟! حوزه‌های علمیه ما همیشه مرکز و مهد آزاداندیشی علمی بوده‚ هنوز که هنوز است ما افتخار می‌کنیم و نظیرش را در حوزه‌های درسی غیر حوزه علمیه نداریم که شاگرد پای درس به استاد اشکال کند‚ پرخاش کند و استاد از او استشمام دشمنی و غرض و مرض نکند. طلبه آزادانه اشکال می‌کند‚ هیچ ملا‌حظه استاد را هم نمی‌کند. استاد هم مطلقا از این رنج نمی‌برد و ناراحت نمی‌شود این خیلی چیز مهمی است. خوب این مال حوزه ماست. در حوزه‌های علمیه ما بزرگانی وجود داشتند که هم در فقه سیلقه‌ها و مناهج گوناگونی را می‌پیمودند‚ هم در برخی از مسائل اصولی‌تر فیلسوف بود‚ عارف بود‚ فقیه بود. اینها در کنار هم زندگی و با هم کار می‌کردند. سابقه حوزه‌های ما این‌جوری است. یکی یک مبنای علمی داشت‚ دیگری او را قبول نداشت; اگر نگاه کنید‚ شرح حال بزرگان و علما را‚ از این قبیل مشاهده می‌کنید. مرحوم صاحب حدائق یا مرحوم وحید بهبهانی نقطه مقابل هردو در کربلا‌زندگی می‌کردند‚ مباحثه هم می‌کردند‚ با هم یک شب در حرم مطهر حضرت سیدالشهداء علیه‌السلا‌م اینها سر یک مسئله‌ای شروع کردند بحث کردن‚ تا اذان صبح; این دو نفر روحانی ایستاده‚ وحید بهبهانی آن‌وقت نسبتا جوان بوده‚ اما صاحب حدائق پیرمردی هم بوده تا صبح بحث کردند. مباحثه می‌کردند‚ منازعه هم می‌کردند; اما هردو هم بودند‚ هر دو هم درس می‌گفتند. من شنیدم که شاگردان وحید که وحید خیلی تعصب شدیدی علیه اخباری‌ها داشت‚ شاگردان او مثل صاحب ریاض و بعضی دیگر از شاگردان وحید می‌رفتند درس صاحب حدائق هم شرکت می‌کردند. این‌جوری بوده. ما تحمل را در حوزه باید بالا‌ببریم. خوب یکی مشرب فلسفی دارد‚ یکی مشرب عرفانی دارد‚ یکی مشرب فقاهتی دارد; ممکن است همدیگر را هم قبول نداشته باشند. من چند ماه پیش از این در مشهد گفتم مرحوم حاج شیخ مرتضی قزوینی قدس‌سره مشرب ضدیت با فلسفه حکمت متعالیه و مشرب ملا‌صدرا داشت. ایشان دیگر در این ضدیت خیلی غلیظ بود. امام قدس‌سره هم چکیده و زبده کتاب ملا‌صدرا; نه فقط در زمینه فلسفی که در زمینه عرفانی هم همین‌جور است. خوب مرحوم حاج شیخ مجتبی نه فقط امام را قبول داشت‚ بلکه تا وقتی زنده بود‚ از امام ترویج هم می‌کرد. ایشان بلند شد از مشهد آمد قم دیدن امام. مرحوم آقا میرزا جوادآقا تهرانی هم در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مکتب بود. ایشان نیز جبهه رفت در عین حال که با تفسیر حمد امام که در تلویزیون پخش می‌شد‚ مخالف بودند و به خود من گفتند هم ایشان و هم مرحوم آقای مروارید اما حمایت می‌کردند. از لحاظ مشرب و ممشاآ مخالف اما از لحاظ تعامل سیاسی‚ اجتماعی و رفاقتی با هم ما›نوس بودند و همدیگر را تحمل می‌کردند; و در قم باید این‌جوری باشد. خوب یک نفری نظر فقهی می‌دهد نظری است; خیلی خوب قبول ندارید کرسی نظریه‌پردازی تشکیل و مباحثه بشود پنج نفر ده نفر فاضل بیایند این نظر فقهی را با استدلا‌ل رد کنند اشکال ندارد. نظر فلسفی‌ای داده می‌شود همین‌جور نظر معارفی و کلا‌می‌داده می‌شود همین‌جور; مسئله تکفیر و رمی و این حرف‌ها را بایستی از حوزه ور انداخت. آن هم در داخل حوزه نسبت به علمای برجسته و بزرگ که یک گوشه از حرف‌شان با نظر بنده حقیر مخالف است بنده دهان باز کنم رمی کنم این‌جوری نمی‌شود; این را باید از خود طلبه‌ها شروع کنید. این یک چیزی است که جز از طریق خود طلبه‌ها و تشکیل کرسی‌های مباحثه و مناظره و همان نهضت آزاد فکری و آزاداندیشی که عرض کردیم جز از این طریق ممکن نیست. این را عرف کنید در حوزه علمیه‚ در مجلا‌ت و نوشته‌ها گفته بشود. یک حرف فقهی‌ای یک نفر می‌زند‚ یک نفر رساله‌ای بنویسد در رد او‚ کسی آن را قبول ندارد‚ رساله‌ای در رد او بنویسد‚ اشکالی ندارد با هم بحث علمی بکنند‚ بحث علمی به نظر من خوب است. یکی هم مسئله منزلت اجتماعی فضلا‌و اساتید است‚ که این هم جزو مشکلا‌ت ماست. حالا‌یک پیشنهادی بعضی از دوستان به ما دادند که من مطرح می‌کنم و او این‌که هیا›ت علمی تشکیل شود; و در قم یک هیا›ت‌های علمی برای سطوح مختلف برای رشته‌های مختلف رسمیت پیدا کنند; که وقتی یک نفری به یک حدی رسید و از یک آزمونی عبور کرد‚ جزو هیا›ت علمی قم بشود‚ این یک عنوانی باشد. البته این شبیه این را بنده چند سال قبل از این به آقایان محترم جامعه مدرسین عرض کردم که به آن شکلی که موردنظر بود‚ ظاهرا عملی نبود و تحقق پیدا نکرد‚ اما حالا‌به این شکل مطرح است. به هر حال کار در حوزه زیاد شده‚ آن‌چه که از حالا‌به بعد باید بشود‚ صد برابر آن کارهایی است که ما تا حالا‌در حوزه کردیم; و این صد برابر را می‌شود انجام داد. به شرطی که شماها حضور داشته باشید. دامن همت به کمر بزنید. شما وارد میدان باشید‚ هرکدامی در هر بخشی که نظر و تخصص دارید‚ در آن بخش کار کنید; و انشاءاللّه مجموعه مدیریت از نیروی شما استفاده کند. من حالا‌بعضی از این پیشنهادها را یادداشت کردم‚ لکن مجموعه اینها هم ثبت و ضبط شد. به نظر می‌رسد که خیلی خوب است‚ شاید هم لا‌زم باشد که مجموعه این حرف‌هایی را که این‌جا زده شد تدوین کنند و به صورت یک کتاب در بیاورند و منتشر کنند. این به نظرم کار خیلی مناسبی است. حالا‌آدم دلش می‌خواهد که اینها مثلا‌در تلویزیون پخش بشود. آن را ما چون با ضرورت‌ها و امکانات و اینها خیلی آشنا نیستیم‚ نمی‌دانم که حالا‌چقدر این کار عملی است. این را نمی‌گوییم آن هم اگر بشود خوب است‚ لکن حداقلش این است که مجموعه دوستان ما چه در دفتر این‌جا و چه دوستانی که با دفتر مرتبط هستند‚ در قم بنشینند. همین حرف‌ها را استخراج و ویراستاری کنند و همین‌ها را پخش کنند. خود اینها فوائد و برکات بسیاری خواهد داشت. این خوب است. از جمله پیشنهادهایی که شد و من خوشم می‌آید و می‌پسندم این است که مدیران مدارس و حوزه‌های علمیه از سرتاسر کشور سمینار تشکیل بدهند و دور هم جمع بشوند‚. تجربیات را منتقل کنند‚ اینها خیلی خوب است. مقداری توقعات از دولت و نظام اسلا‌می مطرح شد با شکل‌های مختلف; خوب بعضی از اینها البته الآن هیچ عملی نیست تا وقتی که حوزه‚ آن مرکزیت منسجم را پیدا بکند; یعنی حوزه سازماندهی‌اش جوری باشد که آن مرکزیت مدیر و متفکر و مسلط بر امور و مورد اعتماد همه‚ آن مرکزیت انشاءاللّه تکمیل بشود و شکل بگیرد. بعد می‌شود با او تعامل کرد. چون خیلی از این پیشنهادهایی که شد‚ به ظرفیت‌ها و امکانات حوزه احتیاج دارد. فرض کنید بیایند از فضلا‌و افکار حوزه استفاده کنند‚ خوب با کی‚ کجا‚ چه‌جوری؟! بعد در حوزه باید کار بشود. انشاءاللّه تا نتایج او البته به آن‌جاها خواهد رسید و نظام اسلا‌می موظف است که از حوزه استفاده کند و این تعامل را داشته باشد. لکن بخشی از تعامل‌هایی که ذکر شد‚ الآن هم عملی است و ممکن است یکی از پیشنهادهایی که آقایان کردید و من می‌پسندم تشکیل یک موسسه آموزشی است برای تبلیغات بین‌المللی. البته این را بنده در حدود حالا‌اگر بخواهم درست به یاد بیاورم‚ شاید حدود 15 سال قبل. 14‚ 15 سال قبل که یکی از آقایان بزرگان حوزه که امروز بحمدلله حیات بابرکت‌شان ادامه دارد‚ یک بیماری‌ای پیدا کردند و برای معالجه به یکی از کشورهای اروپایی رفتند‚ آنجا جوان‌ها‚ دانشجوها و ایرانی‌ها به ایشان مراجعه کردند که آقا بیایید این‌جا فلا‌ن‌جلسه صحبت کنید‚ بیاید فلا‌ن‌جا سخنرانی کنید‚ یک‌ماهی این آقای بزرگوار و محترم را نگه داشتند‚ در آن یک ماه یا بیشتر‚ ایشان نیازها را دید‚ بعد که آمدند این‌جا‚ با من ملا‌قات کردند و گفتند که آقا چرا شما به این نیازها جواب نمی‌دهید؟ چرا پاسخ نمی‌دهید؟ این‌همه نیاز هست. من گفتم خوب! حالا‌البته ما یک کارهایی کردیم‚ ولی دست ما هم خالی است. اما حالا‌این گوی و این میدان‚ شما بروید در قم یک مدرسه برای تربیت مبلغین دینی برای دنیای خارج از ایران بسازید در قم برنامه‌ریزی کنید و خرجش با من‚ هزینه‌هایش را من متحمل می‌شوم. مدرسه‌اش را شما بسازید من که نمی‌توانم بیایم قم مدرسه درست کنم‚ که ایشان رفتند‚ یک مدتی هم تلا‌ش کردند و به نظرم یک اطلا‌عیه‌ای هم در قم داده شد که کسی می‌خواهد شرکت کند. مثلا‌بیاید این‌جا. بعد هم فراموش شد! تا حالا‌هم فراموش شده است!! این کار را بکنید‚ کار لا‌زمی است. در زمینه منبر هم که آقایان گفتند‚ این از حرف‌های همیشگی بنده است. جزو ترجیع‌بندهای همیشگی حرف ما همین مسئله تجلیل و تعظیم منبر و اهمیت منبر و تربیت مبلغ است. خیلی خوب‚ این گوی و این میدان‚ بروید مشغول بشوید‚ برنامه‌ریزی کنید‚ کار را شروع کنید‚ برنامه محکم و و متقنی برایش درست بکنید‚ شروع کنید. البته مشکلا‌ت خیلی زیادی دارد‚ حالا‌وارد کار که شدید‚ یواش‌یواش آقایان با مشکلا‌ت آشنا می‌شوند. ولیکن من معتقدم از همه این مشکلا‌ت شما می‌توانید با نیروی جوانی و با نیروی عزم و اراده و با ایمانی که دارید عبور کنید.

پروردگارا! این جلسه ما را دارای خیر و برکت برای اسلا‌م و مسلمین و روحانیت قرار بده.

آن‌چه که گفتیم‚ آن‌چه که شنیدیم‚ برای خودت و در راه خودت قرار بده.

پروردگارا! ما را به آن‌چه که از ما سوال خواهی کرد‚ در قیامت موفق و قادر بگردان.

پروردگارا! ارواح طیبه شهدای عزیزمان که همه این توفیقات و امکاناتی که وجود دارد‚ مرهون خون مطهر آن‌ها و مجاهدت‌های دلیرانه و فداکاری‌های آن‌هاست و روح مطهر امام بزرگوار را با اولیای خودت محشور و از ما راضی کن.

والسلا‌م علیکم و رحمةاللّه و برکاته


انتهای پیام
Copyright Hawzah News agency 2007. All right reserved. contact us: admin@hawzahnews.ir